غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

3

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مفاخر مصنفات فصاحت صفات اين فن منيف از قوهء احتمال افزون است و مآثر مؤلفات بلاغت آيات اين علم شريف از احاطهء دايرهء خيال بيرون متون اخبارش جامع حكايات سير سلف و فنون آثارش حاوى روايات ارباب شرف سواد الفاظ گزيده‌اش چون مردمك ديده منور حدقه باصره اميد و بياض صفحات پسنديده‌اش بسان پرتو آفتاب خضرت‌بخش حديقه سعادت جاويد شمايم صحايفش مثال هواى روضهء احباب وسيله نزهت قلوب غمديده و نسايم لطايف مانند زلال عذوبت مآل واسطهء شفاى صدور ستم رسيده نفحات رياض انس از گلستان سطورش در دميدن و فيوضات گلذار قدس از بهارستان ظروف حروفش در وزيدن افتتاح كلام منظومش كه ارزشحات اقلام صراف طبع نقاد بلآلى الفاظ ترصيع يافته تاج مآثر تأليفات فضلا و سخن‌شناس و اختتام انشاء منثورش كه از قطرات ارقام وصاف ذهن وقاد بنوادر معانى تزئين پذيرفته زيب مفاخر تصنيفات بلغاء فضيلت اقتباس وقوف بر حقايق اسرار سالفه بىتصحيح رواياتش سمت سهولت نگيرد و اطلاع بر دقايق آثار سابقه بىتنقيح حكاياتش صفت ميسر نپذيرد انوار شواهد نبوت مصطفوى كه مقصد اقصى طالب آن مطالب كمال است از مشارق صحاح مروياتش طالع و آثار دلايل ولايت مرتضوى كه مطلب اعلى سالكان مسالك اقبال است از مطالع حسان منقولاتش لامع معرفت بداة راه يقين كه از مطاوى اوراقش تحقيق ميگردد موجب كشف غمه و منقبت ولاة ممالك دين كه از فحواى اجزايش بوضوح مىپيوندد و سبب هدايت طوايف ائمه عبارات راحت افزايش متضمن قصص انبياء عظام و اشارات محنت‌زدايش متكفل پيمان تذكرة الاولياء كرام ظفرنامه ملوك صاحبقران شمه از نوادر گفتارش و سير عامهء اصحاب حكم و فرمان اندكى از وقايع بسيارش فرايد فوايدش لايق گوش هوش سلاطين جهان‌گشا و موايد عوايدش حلاوت‌بخش كام حكام گيتىآراء عجائب تجارب امم از مضمون بصدق مقرونش پيدا و غرايب عواقب همم از مقتضاء فحوايش هويدا نظم چنين ياد دارم ز اهل هنر * كه علم خبر به ز درج درر * اگر حظ چشم از درر حاصل است * * بصيرت ز علم خبر كامل است بر اخبار و آثار نو و كهن * * ز تاريخ واقف شوى بىسخن * گهى باز گويد ز پيغمبران * گهى راز گويد ز نام‌آوران * خبر گويدت گه ز خير البشر * * گه از حال شاهان نمايد خبر گهى از حكيمان حكايت كند * * گهى از كريمان روايت كند * ندارد در اين دير روز از مدار * چو اين علم علم دگر اعتبار * نبينى كه قرآن وافى الشرف * * بود مشتمل بر حديث سلف ز افعال ارباب دين و دول * * ز اعمال اصحاب ملك و ملل * خبر مينمايد كتاب مبين * بلفظ فصيح بلاغت قرين * چو تاريخ را اين شرف حاصل است * * پسنديدهء مردم فاضل است بناء على هذا المقدمة المسلمه از به دو ايجاد جهان تا اين زمان در جميع اوقات و اوان افاضل سخن‌آفرين و اكابر فضائل آئين در علم سير و اخبار باقلام لطايف آثار ارقام فوايد انتظام بر صحايف روزگار مرقوم گردانيده‌اند و با نامل اجتهاد و اهتمام بدايع وقايع ربع مسكون و غرايب حوادث عالم بوقلمون را لباس عبارت و كسوت استعارت پوشانيده